حمد الله مستوفي قزويني

718

تاريخ گزيده

بجمل شكل ده « يا » [ 1 ] باشد . نام امامى بدين صورت حاصل مىشود . [ 2 ] ابو الفرج رونه [ 3 ] رونه [ 4 ] دهى است از ولايت خاوران خراسان و او را اشعار نيكوست . معاصر سلطان ملكشاه سلجوقى و پسرانش بود . حكيم انورى در اول شاگرد او بود . اما در اواخر شعرش بمراتب ازو عروج كرد . ابن خطيب گنجه و هو تاج الدين احمد معاصر سلطان محمود غزنوى بود . اشعار خوب دارد . بويژه مناظرات او با منكوحه اش مهستى شيرين باشد . گويند پسر خطيب گنجه پيش از زناشوئى مهستى را بمعاشقت دعوت كرد . اجابت نكرد و بجواب اين ابيات نوشت : شعر تن با تو بخوارى اى صنم در ندهم * با آنكه ز توبه است هم در ندهم يكباره سر زلف بخم در ندهم * بر آب بخسبم خوش و نم در ندهم پور خطيب گنجه بر او مكر كرد و او را بنام ديگرى حاصل كرد و بعد از دخول با او گفت : شعر تن زود بخوارى اى صنم [ 5 ] در دادى * و ز گفتهء خويش نيك باز استادى گفتى خسبم بر آب و نم در ندهم * بر خاك بخفتى و نم اندر دادى اوحدى و هو [ 6 ] اشعار خوب دارد . منها :

--> [ 1 ] - ر ، م : ى [ 2 ] - اين لغز در تذكرهء دولتشاه و تذكرهء نصرآبادى نيز آمده است . [ 3 ] - ب : زوزنى [ 4 ] - ب : زوزن [ 5 ] - ر : جلب [ 6 ] - چنين است در نسخ ق ، م . و قاعدة بايد همان اوحدى مراغه‌اى باشد كه بمناسبت اقامت در اصفهان او را اصفهانى هم گفته‌اند . وى به علت ارادت بشيخ اوحد الدين ابو حامد كرمانى اوحدى تخلص كرده است و كتاب جام جم از اوست . رجوع شود بتذكرهء دولتشاه و مجمع الفصحا و از سعدى تا جامى .